دوح

لغت نامه دهخدا

دوح. [ دَ] ( ع مص ) کلان شدن شکم و فروهشته شدن آن. || بزرگ گردیدن درخت. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
دوح. [ دَ ] ( ع اِ ) ج ِ دَوحَة. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). رجوع به دوحة شود.

جمله سازی با دوح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طمع بفضل تو عز است و ترک آن ذلت و دوح فضلک فی روضة الندی یهتز

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز