ده دوست محمد

لغت نامه دهخدا

ده دوست محمد. [ دِه ْ م ُ ح َم ْ م َ ] ( اِخ ) قصبه مرکز بخش میان کنگی شهرستان زابل در 23هزارگزی شمال خاوری زابل نزدیک مرز افغانستان. طول 61 درجه و 47 دقیقه و 35 ثانیه ارتفاع 489 متر. سکنه آن 4408 تن. آب آن ازرودخانه هیرمند تأمین می شود. در حدود 10 باب دکان و یک دبستان دارد. از ادارات دولتی بخشداری، پاسگاه مرزی، گمرک دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده دوست محمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 براى آنکه از ده چهار برجک تا بند کمال خان، زائد بر مقدار آبی که در آن زمان برده می‌شد مصرف نشود، دولت افغانستان تعهد کرد در فاصله میان ده چهار برجک تا بند کمال خان، آبراه تازه‌ای احداث نکند. همچنین هر دو دولت ایران و افغانستان تعهد کردند هیچ گونه اقدامات و عملیاتی از بند کمال خان تا ده دوست محمد خان و سیخ سرکه که آخرین تقسیم‌گاه آب بود نکنند که باعث کاهش سهم هر یک از طرفین بشود.

💡 ده دوست محمد روستایی در دهستان چاه احمد بخش نازیل شهرستان تفتان استان سیستان و بلوچستان ایران است.

اندوخت یعنی چه؟
اندوخت یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز