دنگ دنگ

لغت نامه دهخدا

دنگ دنگ. [ دَ دَ ] ( اِ صوت ) حکایت صوت کوفتن آهنی به آهن بزرگ دیگر و مانند آن. آواز زنگ بزرگ و کوفتن پتک به سندان و آواز پاندول ساعتهای بزرگ. ( یادداشت مؤلف ). دنگ و دنگ. درنگ درنگ.

فرهنگ فارسی

حکایت صوت کوفتن آهنی به آهن بزرگ دیگر و مانند آن.

جمله سازی با دنگ دنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ببین به چهره زردش یقین شدست ولی جکد به صومعه چون دنگ دنگ بریانی

💡 کوس و دهل مایهٔ شعور ندارد دنگ نه‌ای چند دنگ دنگ توان زد

💡 مه برای مشتری بر تخت دل بر تخت دل صد هزاران جان حیران گرد تختش دنگ دنگ

💡 دست را بر چشم خود نه گو به چشم چشم بگشا خیره منگر دنگ دنگ

جوهره یعنی چه؟
جوهره یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز