دل اندروای

لغت نامه دهخدا

دل اندروای. [ دِ اَ دَ ] ( ص مرکب ) دل اندروا. دل واپس. مضطرب. نگران:
کسی که خدمت جز اوکند همیشه بود
ز بهر عاقبت خویشتن دل اندروای.فرخی.به درگه ملک شرق هر که را دیدم
نژند و خسته جگر دیدم و دل اندروای.فرخی.نبید تلخ و سماع حزین به کف کردم
ز بهر روی نکو مانده ام دل اندروای.فرخی.

فرهنگ فارسی

دل اندروا. دل وا پس.

جمله سازی با دل اندروای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبید تلخ و سماع حزین به کف کردم ز بهر روی نکومانده ام دل اندروای

کس خل یعنی چه؟
کس خل یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز