لغت نامه دهخدا
دریای عمان. [ دَرْ ی ِ ع ُ ] ( اِخ ) بحر عمان. دریا یا خلیجی عظیم در اقیانوس هند بین عربستان و هند:
ز دریای عمان بر آمد کسی
سفر کرده هامون و دریا بسی.سعدی.رجوع به عمان ( بحر... ) و بحر عمان ذیل بحر شود.
دریای عمان. [ دَرْ ی ِ ع ُ ] ( اِخ ) بحر عمان. دریا یا خلیجی عظیم در اقیانوس هند بین عربستان و هند:
ز دریای عمان بر آمد کسی
سفر کرده هامون و دریا بسی.سعدی.رجوع به عمان ( بحر... ) و بحر عمان ذیل بحر شود.
بحر عمان. دریا یا خلیجی عظیم در اقیانوس هند بین. عربستان و هند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلم از کوی تو هرگز نرود جای دگر عشق تو دار امان آمد و دریای عمان
💡 اسدی،فتاحی. هدایت و دیگران، اطلس ماهیان خلیج فارس و دریای عمان، سازمان تحقیقات و آموزش شیلات ایران، تهران: ۱۳۷۵.
💡 این دلفین برای نخستین بار در ایران در سال ۱۳۷۰ در سواحل دریای عمان بررسی علمی شد.
💡 مد کلکت گر کند دریای عمان را مدد موجش آرد گوهر و عنبر به دامن بعد از ین
💡 کی توان هرگز سلامت یافتن از کین تو کی توان دریای عمان را گذشتن باشنا
💡 شهر بروات از قدیم در مسیر جاده ابریشم بوده است و به همین دلیل امروزه هم در مسیر ترانزیتی قرار گرفته که از پاکستان، دریای عمان و سیستان و بلوچستان می گذرد و راه ارتباطی جنوبشرق ایران به تمام نقاط ایران است.