لغت نامه دهخدا
درطلبی. [ دُ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) حالت دُرطلب. جویای در بودن. طالب در بودن:
دُر می طلبید و درنمی یافت
در درطلبی عنان نمی تافت.نظامی.
درطلبی. [ دُ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) حالت دُرطلب. جویای در بودن. طالب در بودن:
دُر می طلبید و درنمی یافت
در درطلبی عنان نمی تافت.نظامی.
حالت در طلب جویای در بودن طالب در بودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ور در طلبی دریغ نیست ازگفتار چندانکه ببایدت طلب باید کرد
💡 در طلبی تو در طرب افتی در نمدی تو در حلل آیی
💡 ای ز آواز و جمال تو جهان پر طربی وز پی هر دو شده جان و دلم در طلبی
💡 رَو بجو ار ز دیده در طلبی راهِ شرع از امام مطلبی