لغت نامه دهخدا
دام پرور. [ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده حیوانات اهلی. مربی دام. تربیت کننده دام یعنی حیوانات اهلی.
دام پرور. [ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده حیوانات اهلی. مربی دام. تربیت کننده دام یعنی حیوانات اهلی.
پرورش دهندۀ حیوانات اهلی، مانندِ گاو و گوسفند.
پرورند. حیوانات اهلی
پرورنده دام، پرورش دهنده حیوانات اهلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم این روستا اغلب کشاورزی و دام پروری می کنند. این روستا ما بین دو روستا دیگر ب نام (سیزان و برزان) قرار دارد. مکان های دیدنی ان امام زاده کوچکی ب نام (سالی کوتاه می باشد)
💡 شغل بیشتر مردم ترکمنستان کشاورزی و دام پروری است. این کشور از نظر تولید پنبه در جهان معروف است. قالی بافی از صنایع دستی مهم ترکمنستان است.
💡 مردم این روستا بیشتر به کشاورزی، دام پروری و قالب بندی ساختمان مشغول هستند، البته در لالی سایر شهرها جوانان این روستا به شغل های اداری و نظامی هم مشغول هستند.
💡 شغل اصلی اهالی روستا دام پروری و کشاورزی بودهاست. در گذشته به دلیل کم شدن آب چشمه مردم روستا به این باور رسیدند که این چشمه هدیه پیغمبر خداست و نباید از آن شکارکرد و فروش ماهیهای حوض ممنوع شد.
💡 دارای ۲۵ خانوار و۱۱۰ نفر جمعیت میباشد. شغل مردم روستا کشاورزی و دام پروری و دامداری است.
💡 شغل مردم این روستا کشاورزی و دام پروری است و موقعیت خوب این روستا به نسبت همسایههای خود که از آب پربار و زمینهای حاصل خیز برخوردار است این روستا را در مقایسه با همسایگان خود متمایز کردهاست.