خیره دست
متضادها
ماهر، زبردست
لغت نامه دهخدا
خیره دست. [ رَ /رِ دَ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم سرکش. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) سرکش عاصی.
جمله سازی با خیره دست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه بادست حکم باد انگار تو ز احکام خیره دست بدار
💡 تو ای مرد افسونگر چیرهدست مبر سوی هر مار بر خیره دست