لغت نامه دهخدا
خیرسر. [ س َ] ( ص مرکب ) خودرأی. خیره سر. رجوع به خیره سر شود.
خیرسر. [ س َ] ( ص مرکب ) خودرأی. خیره سر. رجوع به خیره سر شود.
خود رای خیره سر
💡 سکانس بالن که در سریال پایتخت به روی آنتن رفت و بعنوان جاذبه زیبایی و گردشگری ترکیه پخش شد، در روستای خیرسر ضبط شد.