لغت نامه دهخدا
خیره کشتن. [ رَ / رِ ک ُ ت َ ] ( مص مرکب )از روی ظلم و بیرحمی کشتن. || کشتنی که از نهایت ایذاء حاصل آید. کشتنی که با نهایت آزار مقتول بعمل آید. || کشتن ضعیف. کشتن بی نوا.
خیره کشتن. [ رَ / رِ ک ُ ت َ ] ( مص مرکب )از روی ظلم و بیرحمی کشتن. || کشتنی که از نهایت ایذاء حاصل آید. کشتنی که با نهایت آزار مقتول بعمل آید. || کشتن ضعیف. کشتن بی نوا.
از روی ظلم و بیرحمی کشتن یا کشتن ضعیف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به صید کردن دلها چه شوخ و شیرینی به خیره کشتن تنها چه جلد و عیاری
💡 محرم نزاد دوران ور زاد کشت خیره زین خیره کشتن آوخ دوران چه خواست گوئی