«خویشتنپرست» صفتی است برای توصیف فردی که تنها به خود میاندیشد و منافع، خواستهها و احساسات خویش را بر دیگران ترجیح میدهد. این واژه از ترکیب «خویشتن» به معنای خود شخص و «پرست» به معنای پرستنده و ستایشکننده ساخته شده است و در مجموع به معنای «خودپرست» یا «خودخواه» به کار میرود. خویشتنپرست کسی است که توجه اصلی او به شخص خویش معطوف است و کمتر به نیازها و حقوق دیگران اهمیت میدهد. چنین فردی معمولاً در رفتار و گفتار خود نشانههایی از خودمحوری نشان میدهد و تمایل دارد تصمیمها و انتخابها را بر اساس منافع شخصی خود انجام دهد. این صفت در زبان فارسی بار معنایی انتقادی دارد و اغلب برای نکوهش رفتار خودخواهانه به کار میرود. خویشتنپرستی میتواند در روابط اجتماعی و خانوادگی باعث ایجاد فاصله و سوءتفاهم شود، زیرا فرد خویشتنپرست کمتر به همدلی و همکاری توجه میکند. در متون اخلاقی و ادبی، این ویژگی به عنوان رفتاری ناپسند معرفی شده است. کاربرد این واژه نشاندهنده تمرکز بیش از حد بر خود و نادیده گرفتن دیگران است.
خویشتن پرست
لغت نامه دهخدا
خویشتن پرست. [ خوی / خی ت َ پ َ رَ ] ( نف مرکب ) خودپرست. متکبر. خودپسند:
خاقانی را نشایی ایراک
خودبینی و خویشتن پرستی.خاقانی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه خود را برتر از دیگران بیند خود پرست.
جمله سازی با خویشتن پرست
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دانی غرضم ز میپرستی چه بود؟ تا همچو تو خویشتن پرستی نکنم
💡 مردان رهش میل به هستی نکنند خودبینی و خویشتن پرستی نکنند
💡 مردان خدا میل به هستی نکنند خودبینی و خویشتن پرستی نکنند
💡 میبینم و میپرستم از روی یقین خود بینی و خویشتن پرستی نکنم