خوگیر

لغت نامه دهخدا

خوگیر. [ خُو ] ( نف مرکب، اِ مرکب ) عرق گیر و آن نمدی باشد که بر پشت اسب نهند و بر بالای آن زین گذارند و بعربی لبد گویند. نمد زین. ( از آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || اسب آهسته رو. || پالان. || پرکننده و آگنده کننده زین. ( ناظم الاطباء ).
خوگیر. ( نف مرکب ) الفت گیرنده. انس گیرنده. || عادت گیرنده. معتادشونده. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

یا الفت گیرنده یا عادت گیرنده

جمله سازی با خوگیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر کوتاه خواهی از گریبان دست غم وحشی چو من با کسوت عریان تنی خوگیر و عادت کن

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز