لغت نامه دهخدا
خوک خور. [ خوَرْ خُرْ ] ( نف مرکب ) خورنده خوک. آنکه گوشت خوک خورد:
گر مدح بانوان ز پی سیم و زر کنند
زنار کفر خوکخوران طیلسان اوست.خاقانی.|| ( ن مف مرکب ) خوک خورده. || آنچه خوک خورد. غذای خوک. خوک خورد.
خوک خور. [ خوَرْ خُرْ ] ( نف مرکب ) خورنده خوک. آنکه گوشت خوک خورد:
گر مدح بانوان ز پی سیم و زر کنند
زنار کفر خوکخوران طیلسان اوست.خاقانی.|| ( ن مف مرکب ) خوک خورده. || آنچه خوک خورد. غذای خوک. خوک خورد.
خورنده خوک آنکه گوشت خوک خورد یا خوک خورده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر مدح بانوان ز پی سیم و زر کند زنار کفر خوک خوران طیلسان اوست