لغت نامه دهخدا
خون کبوتر. [ ن ِ ک َ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب سرخ. ( آنندراج ).
خون کبوتر. [ ن ِ ک َ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) شراب سرخ. ( آنندراج ).
کشتن قتل کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مست نازی که دل وحشی ما کرده شکار شاهبازش می چون خون کبوتر باشد
💡 زاهد خشک ز سرچشمه زمزم نگذشت مست چون از می چون خون کبوتر گذرد؟
💡 بر سبزه گل لعل تو دانی چه چکیده ست؟ بر سینه طاوس مگر خون کبوتر
💡 فریاد که دور از می چون خون کبوتر خون دلی از دیده مرا در سیلان است
💡 بازان کم آزار نظر بسته ز صیدند غیر از می چون خون کبوتر نشناسند
💡 آن غیورم کز حرم نامه بنویسم به او مهر بر مکتوب از خون کبوتر می زنم