لغت نامه دهخدا
خوش کمر. [ خوَش ْ / خُش ْ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) کمرباریک. آنکه کمر نکو دارد.
خوش کمر. [ خوَش ْ / خُش ْ ک َ م َ ] ( ص مرکب ) کمرباریک. آنکه کمر نکو دارد.
کمر باریک آنکه کمر نکو دارد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داشتم جنگ به این خوش کمران لیکن کرد پیچش زلف به آن موی میانم مخلص
💡 در خاک بیقرار چو مویی در آتشم در پیچ و تاب داردم آن خوش کمر هنوز
💡 مو از خمیر نتوان آسان چنان کشیدن کز عقل وهوش ماراآن خوش کمر برآورد
💡 می توان گل چید چون شاخ گل از هرجای او خوش کمر می گویی او را، ساق سیمینش بد است؟!
💡 انصاف نمانده است درین موی میانان کوه غم ما فربه ازین خوش کمران نیست
💡 سرو و شمشاد همین قامتی افراخته اند روش دلبری این خوش کمران می دانند