لغت نامه دهخدا
خوش هوا. [ خوَش ْ / خُش ْ هََ ] ( اِ مرکب ) هوای نیک. هوای لطیف. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) صاحب هوای خوب. مفرح. مسرت انگیز. ( یادداشت مؤلف ).
خوش هوا. [ خوَش ْ / خُش ْ هََ ] ( اِ مرکب ) هوای نیک. هوای لطیف. ( ناظم الاطباء ). || ( ص مرکب ) صاحب هوای خوب. مفرح. مسرت انگیز. ( یادداشت مؤلف ).
هوای نیک هوای لطیف
خوش هوا روستایی در دهستان تبادکان بخش مرکزی شهرستان مشهد استان خراسان رضوی ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا ۷۲۰ نفر ( ۲۰۹خانوار ) بوده است.
💡 نیک دانی که حجره ی فردوس خوش هوا تر ز حجره ی تون است
💡 همه چشمه چون روی دلدار خوش هوا چون هوای رخ یار خوش
💡 شد چو با عدل شهریار عدیل خوش هوا هم چو سدرهٔ جبریل
💡 درین ساحل خوش هوای گزین نیامد مرا هیچ خوش تر ازین
💡 نهادش نکو تازه و پر نوا زمین خرم، آبش سبک، خوش هوا