خوش نمود

لغت نامه دهخدا

خوش نمود. [ خوَش ْ / خُش ْ ن ُ/ ن ِ / ن َ ] ( ص مرکب ) خوش جلوه. خوش ظاهر. خوب منظر.

فرهنگ فارسی

خوش جلوه خوش ظاهر

جمله سازی با خوش نمود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهل سخن ناخنی بر دل هم می زدند زخم مرا خوش نمود گرد نمکدان او

💡 لب درآمد به جمع و بیتی خواند کش به مولود خوش نمود آمد

💡 بود روزی آن عنایت‌ها که با ما می‌نمود خوش نمودی داشت اما آنچنان بودی نداشت

💡 بر دهان میفکند یک یک را خوش نمود آن شکار مردک را

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز