خوش مذاق

لغت نامه دهخدا

خوش مذاق. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ] ( ص مرکب ) خوش طعم. نیکو در مذاق. نکو در دهان. خوشمزه:
طعم رطب اگرچه لذیذ است و خوش مذاق
کی به بود بخاصیت از قند عسکری.مجد همگر.شعری به خوش مذاقی چون چاشنی وصل
کلکی به نقشبندی چون صورت خیال.مجد همگر.

فرهنگ فارسی

خوش طعم نیکو در مذاق

جمله سازی با خوش مذاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بهر خواص تو را مائدهٔ خوش مذاق ساختم از جان پاک بنگر و در ده صلا

💡 طعم رطب اگرچه لذیذ است و خوش مذاق کی به بود به خاصیت از قند عسکری

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز