لغت نامه دهخدا
خوش خنده. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) نیک خنده. شکرخنده. نیکوخنده. آنکه خوب خندد:
یاد از آن حجره حکیم شریف
و آن حریفان گرم خوش خنده.سوزنی.
خوش خنده. [ خوَش ْ / خُش ْ خ َ دَ / دِ ] ( ص مرکب ) نیک خنده. شکرخنده. نیکوخنده. آنکه خوب خندد:
یاد از آن حجره حکیم شریف
و آن حریفان گرم خوش خنده.سوزنی.
نیک خنده شکرخنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرچه رعناست رخ باغ به خوش خنده گل بس شکر خنده تر از غنچه رعنای تو نیست؟
💡 لالهٔ خوش جلوه را عنبرتر در میان غنچهٔ خوش خنده را خرمن گل در کنار
💡 من غرقه میان خون ز گریه خوش خنده زنان تو از کناره
💡 منم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زنده ولی نسبت ز حق دارم من از مریم نمیدارم
💡 من از غمت خمیده، تو گویی جوان شدی خوش خندهایست اینکه به تدبیر میکنی
💡 مشو غافل ز پاس پرده شرم اگرچه همچو گل خوش خنده باشی