خورونده

لغت نامه دهخدا

خورونده. [ خُرْ وَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سردرود بخش رزن شهرستان همدان، واقع در شمال باختری قصبه رزن و شمال باختری دمق.این ده در دامنه کوه قرار دارد با هوای سرد و 750 تن سکنه. آب آن از چشمه و محصول آن غلات دیم و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. از صنایع دستی زنان قالی بافی. راه مالرو است و در تابستان از دمق می توان اتومبیل برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با خورونده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهستان سردرود علیا، یکی از دهستان‌های بخش سردرود شهرستان رزن در استان همدان ایران است. مرکز این دهستان، روستای خورونده است.

💡 نام خورونده از دو بخش «خور» به معنای آبی که از سویی به خشکی داخل شده باشد و محدوده ای برکه ای ایجاد کند و «وَنده» به معنای گرداب تشکیل شده است. احتمالاً مهاجران اولیه به دلیل وجود چشمه خروشان [امروزه نظرگاه خوانده می شود] که در گذشته برکه پر آبی را در کوهپایه این روستا تشکیل داده بود این نام را بر روستا نهاده اند.

لئیمی یعنی چه؟
لئیمی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز