خورستان

لغت نامه دهخدا

خورستان.[ خوَ / خ ُ رِ ] ( اِ ) انبار. مخزن مأکولات. جایی که در آنجا ترتیب غذاها را می دهند. ( ناظم الاطباء ). گنجه برای نهادن اطعمه. ( یادداشت بخط مؤلف ). || شربت خانه. ( ناظم الاطباء ). || جایی که برای خوردن بدانجا گرد آیند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

انبار مخزن ماکولات

جمله سازی با خورستان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 برین‌گونه از شهر بر خورستان همی راند تا کشور سورستان

طلسم یعنی چه؟
طلسم یعنی چه؟
عشقی یعنی چه؟
عشقی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز