لغت نامه دهخدا
خودشوی. [ خوَدْ / خُدْ ] ( نف مرکب ) خودشو. خودشور. رجوع به خودشو و خودشور شود.
خودشوی. [ خوَدْ / خُدْ ] ( نف مرکب ) خودشو. خودشور. رجوع به خودشو و خودشور شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر مردی حقیقت او شوی تو ببین خود تا حقیقت خودشوی تو
💡 آن رزمان ز اسرار حق یا بیخبر خودشوی از جسم وجان کلی بدر