خواهر مرده

متضادها

خواهر زنده

لغت نامه دهخدا

خواهرمرده. [ خوا / خا هََ م ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آنکه خواهر او مرده است. || ناسزاگونه ای است که بشخص دهند. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

آنکه خواهر او مرده است یا ناسزا گونه ایست که بشخص دهند.

جمله سازی با خواهر مرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 و اينكه فرمود: (و له اخت فلها نصف ما ترك و هو يرئها ان لم يكن لها ولد)، بيانگردو سهم است، يكى سهم خواهر از برادر مرده اش، و ديگرى سهم برادر از خواهر مرده اش، و از اينجا روشن مى شود كه سهم خواهر از خواهر و سهم برادر از برادر چقدر است،چون اگر اين دو فرض اخير سهم و فريضه جداگانه اى مى داشتند، در آيه شريفه بيان مى كرد.

💡 او همیشه به یاد خواهر مرده خود بود و هر سال در روز تولد او برایش گل و یادگاری می‌برد.

💡 یاد خواهر مرده او همیشه در قلب خانواده زنده است و ما هر روز از خاطرات خوب او صحبت می‌کنیم.

💡 او با شنیدن موسیقی مورد علاقه خواهر مرده خود، اشک می‌ریخت و به یاد روزهای خوش گذشته با او می‌افتاد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران