لغت نامه دهخدا
خواهروار. [ خوا / خا هََ رْ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مثل خواهر. مانند خواهر. شبیه خواهر.
خواهروار. [ خوا / خا هََ رْ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) مثل خواهر. مانند خواهر. شبیه خواهر.
مثل خواهر مانند خواهر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زنا با محارم در نروژ غیرقانونی است و به معنای رابطه بین اجداد و فرزندان، خواهر و برادرها و حتی میان افراد خانواده ناتنی است. مجازات آن تا ۵ سال زندان است.
💡 11. وى به خواهر موسى گفت: از دور دنبال موسى باش تا از او خبرى بيابى. خواهرموسى او را از دور ديد اما بطورى كه درباريان ملتفت نشدند.
💡 خواهر برو برو که خدا باد یار تو ایزد رسد به درد دل داغدار تو
💡 شد به سر وقت تن وی خواهر بشکسته بالش من ندانم با چه حالت میشود آگه ز حالش
💡 خواهر ز یک طرف به برادر نگاه دوخت مادر ز یک جهت نظرش بر پسر فتاد