خواهر شوی

مترادف‌ها

خواهر همسر

لغت نامه دهخدا

خواهرشوی. [ خوا / خا هََ ] ( اِ مرکب ) خواهر زوج. خواهرشوهر. حَنّة. رجوع به خواهرشوهر شود.

فرهنگ فارسی

خواهر زوج خواهر شوی

جمله سازی با خواهر شوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شوی مهین دخت شاه عصمت دولت آن که بود با عفاف خواهر توام

💡 به مردی شوی در دم اژدها کنی خواهران را ز ترکان رها

💡 گفت زن گر جمال خواهر من بنگری ساعتی شوی الکن

💡 در مراسم عروسی که برگزار شد، خواهر شوی من با لباسی بسیار زیبا و برازنده ظاهر شد و همه مهمانان از ظاهر او تعریف کردند.

💡 برای هدیه خریدن به خواهر شوی، من ساعت‌ها در فروشگاه‌ها گشت زدم تا بتوانم چیزی پیدا کنم که دقیقاً با سلیقه و علایق او مطابقت داشته باشد.

💡 رابطه بسیار دوستانه و صمیمی میان من و خواهر شوی باعث شده است که در تمام مشکلات و تصمیمات مهم زندگی، همیشه از او حمایت کنم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران