لغت نامه دهخدا
خوانسالاری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت خوانسالار. عمل خوانسالار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوانسالاری. [ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) حالت خوانسالار. عمل خوانسالار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
حالت خوانسالار عمل خوانسالاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او از سال ۱۲۷۲ قمری، خوانسالار، یا رئیس آشپزخانه سلطنتی بود. در سال ۱۲۷۹ قمری به حکومت مازندران و گیلان منصوب شد، اما به دلیل مشغلهی زیادی که شغل خوانسالاری به همراه داشت، از همان ابتدا برادر ناتنیش محمدعلی خان را به نیابت از خود به محل حکومت فرستاد. تنها یک سال بعد به عنوان رئیس ایل قاجار برگزیده شد و لقب ایلخانی دریافت کرد.
💡 سپردند از برای یاری او به ابراهیم خوانسالاری او