لغت نامه دهخدا
خواب خیز. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) برخیزنده ازخواب. از خواب برخاسته. تازه بیدارشده:
طبرزد دهم چون شوم خواب خیز
طبرخون زنم چون کنم غمزه تیز.نظامی
خواب خیز. [ خوا / خا ] ( نف مرکب ) برخیزنده ازخواب. از خواب برخاسته. تازه بیدارشده:
طبرزد دهم چون شوم خواب خیز
طبرخون زنم چون کنم غمزه تیز.نظامی
برخیزنده از خواب از خواب برخاسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای به سرا پرده یثرب به خواب خیز که شد مشرق و مغرب خراب
💡 طبرزد دهم چون شوم خواب خیز طبرخون زنم چون کنم غمزه تیز