خلاقت
مترادفها
خلاقیت، نوآوری، ابداع
لغت نامه دهخدا
خلاقت. [ خ َ ق َ ] ( ع اِمص ) کهنگی. ( غیاث اللغات ) ( یادداشت بخط مؤلف ):
گاله ای که هیچ خلقش ننگرید
از خلاقت آن کریم آنرا خرید.مولوی. || تمرین. ( یادداشت بخط مؤلف ). || دروغ. ( از حواشی اقبالنامه وحید ص 102 ):
بر شاه اگر صورتم بد کند
خلاقت نه بر من که بر خود کند.نظامی.
خلاقة. [ خ َ ق َ ] ( ع اِمص ) ملاست. نرمی. تابانی. || ( مص ) سزاوار گردیدن. منه: خلق خلاقه. || خوش خوی گردیدن زن. ( منتهی الارب ) ( از تاج العروس ) ( از لسان العرب ). منه: خلقت المراءة؛ خوش خوی گردیدن آن زن. || خلق. ( منتهی الارب ). رجوع به خلق در این لغت نامه شود.
خلاقة. [ خ َل ْ لا ق َ ] ( ع ص ) مؤنث خَلاّ ق. ( از ناظم الاطباء ).
- قوه خلاقة؛قوتی که ایجاد صور بدیعه می کند.
فرهنگ فارسی
کهنگی یا تمرین
جمله سازی با خلاقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در پردهٔ ولایت عظمی نهفته رو بر مسند خلاقت کبری گزیده جا
💡 که از خلاقت خود بنده ممتحن نشدی اگر نبودی بیم شماتت اغیار
💡 خلاقت چو منی جستن از بزرگی نیست که خود پدید بود ابتدا و غایت من
💡 خلاقت من و انواع نامردی ها بدان کشید که زنهار باوطن بخورم
💡 هر کجا نمرود فعلی میکشد در عهد او آن خلاقت کز خلیل الله بت آزر کشید
💡 معلمان در مدارس باید تلاش کنند تا فضای مناسبی برای پرورش خلاقت و توانمندیهای ذهنی دانشآموزان در محیط آموزشی فراهم کنند.
💡 موفقیت در دنیای مدرن و رقابتی امروز، بیش از هر چیز به میزان خلاقت و توانایی فرد در حل مسائل پیچیده بستگی دارد.
💡 هنرمندان با استفاده از خلاقت خود، میتوانند از مواد اولیه ساده، آثار هنری بسیار باشکوه و تاثیرگذاری برای نمایش به مردم خلق کنند.