لغت نامه دهخدا
خشکی چرخ. [ خ ُ ی ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از بخل و امساک زمانه. ( آنندراج ):
فارغ از بیش و کم بحر بود آب گهر
خشکی چرخ بارباب قناعت چه کند.صائب ( از آنندراج ).
خشکی چرخ. [ خ ُ ی ِ چ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از بخل و امساک زمانه. ( آنندراج ):
فارغ از بیش و کم بحر بود آب گهر
خشکی چرخ بارباب قناعت چه کند.صائب ( از آنندراج ).
کنایه از بخل و امساک زمانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فارغ از بیش و کم بحر بود آب گهر خشکی چرخ به ارباب قناعت چه کند؟