لغت نامه دهخدا
خسران زده. [ خ ُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زیان دیده. ضرررسیده. ضررخورده. ( یادداشت بخط مؤلف ):
بیچاره سوزنی که بسودای غازییی
شد همچو خسروانی خسران زده تنش.سوزنی.
خسران زده. [ خ ُ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) زیان دیده. ضرررسیده. ضررخورده. ( یادداشت بخط مؤلف ):
بیچاره سوزنی که بسودای غازییی
شد همچو خسروانی خسران زده تنش.سوزنی.
زیان دیده ضرر رسیده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بیچاره سوزنی که بسودای غازئی شد همچو خسروانی خسران زده تنش