خروشیده

لغت نامه دهخدا

خروشیده. [ خ ُ دَ / دِ ] ( ن مف ) خروش کرده. || ناله شده. فغان شده.

فرهنگ فارسی

خروش کرده یا ناله شده

جمله سازی با خروشیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیگری جام شوق نوشیده تو به دیوانگی خروشیده

💡 نزاری بلبل بستانِ عشاق است و از مستی گهی بر سرو نالیده گهی بر گل خروشیده

💡 ای خروشیده ز دردم سنگ و آهن دم به دم چون نجست از سنگ و آهن برق بخروشیده گیر

💡 مرا چو نی بنوازید شمس تبریزی بهانه بر نی و مطرب ز غم خروشیده

سیاه یعنی چه؟
سیاه یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
سلحفات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز