لغت نامه دهخدا
خروش مغان. [ خ ُ ش ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )آهنگی از موسیقی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
زن چنگ زن چنگ در بر گرفت
نخستین خروش مغان درگرفت.فردوسی.
خروش مغان. [ خ ُ ش ِ م ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب )آهنگی از موسیقی. ( یادداشت بخط مؤلف ):
زن چنگ زن چنگ در بر گرفت
نخستین خروش مغان درگرفت.فردوسی.
آهنگی از موسیقی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر لحظهای خروش مغانی برآورم زین آذری که هست به جان و دلم نهان
💡 زن چنگزن چنگ در بر گرفت نخستین خروش مغان درگرفت
💡 پر آتش دل ابر و پر آب چشم خروش مغانی و پر تاب خشم