خرد خرد
خردخرد به معنای کوچک و کم کم است. این واژه به تدریج و به آرامی اشاره دارد و نشاندهنده فرایندهایی است که به صورت تدریجی و رفتهرفته پیش میروند. در واقع، این اصطلاح نشاندهنده تغییرات و تحولات است که به مرور زمان و به صورت آهسته اتفاق میافتند. به عبارت دیگر، میتوان گفت که خردخرد به نماد نرمی و لطافت در تحولات اشاره دارد که در آن هر مرحله به آرامی به مرحله بعدی منتقل میشود. این مفهوم میتواند در زمینههای مختلفی مانند یادگیری، رشد و توسعه فردی یا اجتماعی به کار رود و نشاندهنده این است که پیشرفتها و بهبودها معمولاً به صورت تدریجی و پیوسته حاصل میشوند.
مترادفها
تکه تکه، ریز
متضادها
یکپارچه، سالم، کامل
لغت نامه دهخدا
خردخرد. [ خ ُ خ ُ ] ( ق مرکب ) کوچک کوچک. ( یادداشت بخط مؤلف ). || کم کم. رفته رفته. بتدریج. تدریجاً. بمرور. متدرجاً. آهسته آهسته. ( یادداشت بخط مؤلف ):
تیر و بهار دهر جفا پیشه خردخرد
بر تو همی شمرد و تو خود خفته چون خمیر.ناصرخسرو.بارانکی خردخرد می بارید، چنانکه زمین ترگونه می کرد. ( تاریخ بیهقی چ فیاض چ دانشگاه مشهد ص 340 ).
فرهنگ فارسی
کوچک کوچک یا کم کم
جمله سازی با خرد خرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر برَدَش خرد خرد تا که ندانی چه بُرد صاف بدزدد ز دُرد شعشعه دلربا
💡 همیآمدند از هوا خرد خرد به نور سپید اندر، آن دختران
💡 تیر و بهار دهر جفا پیشه خرد خرد بر تو همی شمرد و تو خوش خفته چون حمیر
💡 مادر برای درست کردن انواع سالادهای متنوع، سبزیجات تازه را با دقت بسیار زیاد و به صورت خرد خرد روی تخته آشپزخانه ریز کرد.
💡 پس از وقوع آن حادثه ناگوار، قطعات بسیار ظریف و خرد خرد شیشههای شکسته در تمام فضای اتاق پخش شده بود و باید جمعآوری میشدند.
💡 برای اینکه مواد اولیه کیک به خوبی با هم ترکیب شوند، باید ابتدا شکلات و کره را به قطعات بسیار کوچک و خرد خرد تقسیم کنید.