لغت نامه دهخدا
خرت و پرت. [ خ ِ ت ُ پ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) آشغال. خرد و ریز. هنزر و پنزر. اسباب بی ارز. خاش و ماش. خارپوت.
خرت و پرت. [ خ ِ ت ُ پ ِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) آشغال. خرد و ریز. هنزر و پنزر. اسباب بی ارز. خاش و ماش. خارپوت.
مجموع خرده ریزها، اثاث خانه، اسباب کار، یا چیزهای پراکنده و کم بها.
( اسم ) اثاث. مختف و کم بها خرده ریز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرت و پرت اولین بار در سال ۱۹۸۹ در همایش سیگرافِ (همایشی برای علاقهمندان علم گرافیک رایانهای) بوستون به صورت سه بعدی ارائه شد. این فیلم کوتاه از زمان اولین نمایش خود با نقدهای مثبتی روبرو شدهاست و به عنوان بخشی از جشنوارههای فیلم متعدد به نمایش درآمده است.