لغت نامه دهخدا
خراشش.[ خ َ ش ِ ] ( اِمص ) عمل خراشیدن. ( از ناظم الاطباء ).
خراشش.[ خ َ ش ِ ] ( اِمص ) عمل خراشیدن. ( از ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پی خراشش امعای خصم صاحب را دراز کردم ازینسان چو نیشتر ناخن