خراش و خروش

لغت نامه دهخدا

خراش و خروش. [ خ َ ش ُ خ ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب )داد و فریاد. قال و مقال. جار و جنجال:
ناسور... سرخر خمخانه جوش کرد
از درد... چو خرس خراش و خروش کرد.سوزنی.

فرهنگ فارسی

داد و فریاد قال و مقال

جمله سازی با خراش و خروش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آسیب ره در خراش و خروش به تن خونش از گرمی خور به جوش

محنت یعنی چه؟
محنت یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز