خدا نامه

لغت نامه دهخدا

خدانامه. [ خ ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) خدای نامه. شاهنامه. تاریخ خدایگان. نامه شاهان. تاریخ پادشاهان. کتابی که در آن شرح زندگی و حوادث شاهان بیاید: چنین گوید: در تاریخ ملوک الفرس بسیار نسختها تأمل کردم که ایشان خدانامه خوانند که پادشاهان را خدایگان خواندندی یعنی شاهنامه از سهو ناقلان از زبانی و لفظی که بدیگری گردانیده اند خطاها افتاده است. ( مجمل التواریخ و القصص چ مرحوم بهار ).

فرهنگ فارسی

خدای نامه شاهنامه

جمله سازی با خدا نامه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از عنبرین خامه پیراستن به نام خدا نامه آراستن

💡 چو دانا ز گنجینه در باز کرد بنام خدا نامه آغاز کرد

💡 خيزاب حماسى عامه مردم چنان تند است و خس و خاشاك را جارو مى كند كه افراد متردد وحتى غير محب و دوستدار خاندان پيامبر - صلى الله عليه و آله - به حركت درآمده، بهريحانه رسول خدا نامه مى نويسند، بلكه جو حاكم برخاسته از انديشه هاى مردم ومشاعر آنان، تنها يك راه را باز مى گذارد و تمام راههاى انحرافى را مى بندد.

💡 از خطت ار چه کشته شد خلق بترس از خدا نامه او سیاه باد از رقم وبال تو

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز