خاک گران

لغت نامه دهخدا

خاک گران. [ ک ِ گ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) خاک سنگین. این ترکیب از یک نظر قدیمی درباره عناصر نشأت گرفته است و آن این بوده که قدماء ترتیب قرار گرفتن عناصر را بر این نهج می دانسته اند: خاک بواسطه ثقل خود در زیر همه عناصر است. بر روی آن آب بواسطه آن که سبکتر از خاک است قرار دارد، و بر روی آب باد ( هوا ) بواسطه سبکی و بر روی باد ( هوا ) آتش است:
مر آتش سوزان را مرباد سبک را
مرآب روان را و مر این خاک گران را.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

خاک سنگین.

جمله سازی با خاک گران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جسمی که بار پیرهن از ناز می‌کشید بروی چه بارها که ز خاک گران نماند

💡 سرو بالای تو از آب روانی برداشت کوه تمکین تو از خاک گرانی برداشت

💡 این خاک گران آمد و آن باد سبک شد این آب روان آمد و آن آتش سوزان

💡 ز طبع و خشم تو آب روان و آتش تیز ز لفظ و حلم تو خاک گران و باد بزان

💡 تن همان خاک گران سیه است ار چند شاره زربفت کنی قرطه و شلوارش

💡 خاک گران ز حلم تو بادی شده وزان آتش برای رای تو آب روان شده

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
الشهور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز