لغت نامه دهخدا
خاریدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خاریدن. لائق خاریدن. موصوف این کلمه به وصفی درآمده است که میتوان عمل خاریدن برآن واقع کرد.
خاریدنی. [ دَ ] ( ص لیاقت ) قابل خاریدن. لائق خاریدن. موصوف این کلمه به وصفی درآمده است که میتوان عمل خاریدن برآن واقع کرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مخور به رفق غم یار بیخرد، خسرو که پشت گاو به خاریدنی نمیارزد