لغت نامه دهخدا
خاره کوه. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کوهی که از جنس سنگ خاره باشد. || کنایه از محکمی و صلابت است:
پس و پیش را کرد چون خاره کوه
برانگیخت قلبی ثریا شکوه.نظامی.
خاره کوه. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کوهی که از جنس سنگ خاره باشد. || کنایه از محکمی و صلابت است:
پس و پیش را کرد چون خاره کوه
برانگیخت قلبی ثریا شکوه.نظامی.
کوهی که از جنس سنگ خاره باشد کنایه از محکمی و صلابت است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شنیدم که بود اندر آن خاره کوه مقرنس یکی طاق گردون شکوه
💡 چو زین بگذری خویشتن با گروه به پیش اندر آیدت یک خاره کوه
💡 پس و پیش را کرد چون خاره کوه بر انگیخت قلبی ثریا شکوه