لغت نامه دهخدا
خارگیاه. ( اِ مرکب ) سَفی ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )( المنجد ). خاریست که بجانوران برای خوراک میدهند.
خارگیاه. ( اِ مرکب ) سَفی ̍. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد )( المنجد ). خاریست که بجانوران برای خوراک میدهند.
خاریست که بجانوران برای خوراک می دهند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجهٔ عالم عادلکه ز ابر کف او ازگل شوره بروید گل و از خار گیاه