خار و خس

لغت نامه دهخدا

خار و خس. [ رُ خ َ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) قصد از ایندو لفظ نوع مخصوصی از نباتات نیست بلکه مقصود از هر گیاهی که دارای خار و خس باشد و مردم را اذیت کند و از کار باز دارد. واضح است که در طرف مشرق نباتات خاردار در زمین بسیارند. ( قاموس کتاب مقدس ). خار و خرده کاه. خار و خاشاک:
خار و خس بفکن از این شهره درخت ایرا
کز خس و خارنیابی مزه جز خارش.ناصرخسرو.نیک بنگر بروزنامه خویش
در مپیمای خار و خس بجراب.ناصرخسرو.دام درافکند مشعبدوار
پس بپوشد بخار و خس دامش.خاقانی.سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
بار همه خار و خس کشیدیم چو آب
آخر به وطن نیارمیدیم چو آب
رفتیم و ز پس باز ندیدیم چو آب.خاقانی.ور جهانی پرشود از خار و خس
آتشی محوش کند در یک نفس.مولوی.گهی خار و خس در ره انداختی
گهی ماکیان در چه انداختی.سعدی ( بوستان ).در زمین آنکه خار و خس بگذاشت
تخم در وی کجا تواند کاشت.اوحدی.

فرهنگ فارسی

خار و خرده کاه خار و خاشاک

جمله سازی با خار و خس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از بس که خوش عنان است سیلاب زندگانی خار و خسی است پیشش اسباب زندگانی

💡 خار و خس کوی دوست به ز گل است ای رفیق نخل سر خاک من زان خس و خاشاک کن

💡 به خار و خس نتوان سیر کرد آتش را که حرص خواجه یکی صد ز جمع مال شود

💡 شادابی دل داده به خار و خس این دشت خونی که به هر گام چکد ز آبلهٔ ما

💡 «شاخ نهال سدره‌ای خار و خس چمن مشو» «منکر او اگر شدی منکر خویشتن مشو»

💡 صد بیابان خار و خس تسلیم آتشخانه‌ای محو شد نقش دو عالم تا دلی آراستند

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز