حشوش

لغت نامه دهخدا

حشوش. [ ح ُ ] ( ع اِ ) ج ِ حَش. بستانها. بوستانها: حشوش ثلاثه ارض؛ اردبیل و عمان و هیت است. || ادب جای. حاجت جای. ( منتهی الارب ).
حشوش. [ ح ُ ] ( ع مص ) خشک شدن. خشک شدن بچه در شکم. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

خشک شدن خشک شدن بچه در شکم

جمله سازی با حشوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو گشته کامجو لوزینه زانها به حشوش نام رفته بر زبانها

💡 قباگر حریرست و گر پرنیان بناچار حشوش بود در میان

قم اللیل یعنی چه؟
قم اللیل یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز