حرت

لغت نامه دهخدا

حرت. [ ح َرْ رَ ] ( ع مص ) حَرّة. تشنه شدن. ( از منتهی الارب ). رجوع به حَرّة شود: فاما همچو درخت مرخ و عفار هیچ درختی نیست که به اندک حرت از آن آتش میبارد. ( تاریخ قم ص 9 ).
حرت. [ ح َ] ( ع مص ) نیک مالیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). || گِرد بریدن چیزی مانند بادریسه. || ( اِ ) آواز گیاه خائیدن ستور. ( منتهی الارب ).
حرة. [ ح ِ رَ ] ( ع اِ ) تاج ریزی و عنب الثعلب. ( ناظم الأطباء ).
حرة. [ ح ُرْ رَ ] ( ع ص، اِ ) کنیزک آزاده. تأنیث حُرّ. آزاده زن. آزادزن. زن آزاد. || خاتون. بی بی. بانو. سیده. بیگم. خدیش. ستی. خانم. مقابل اَمة، داه، کنیز. و این چون لقبی عام بوده است زنان مجلله ومحترمه را مانند خانم امروز: این زن بیامد و با این کنیزک بگفت و کنیزک آمد و با غازی بگفت... غازی سخت دل مشغول شد و کنیزک را گفت این حرة را بخوان تا بهتر اندیشه دارد و بحق او رسم، اگر این حادثه درگذرد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 331 ). || دختر شاه یا امیر یا وزیر و مانند آن: و از وی دو حرة ماند یکی در حباله ٔ... ( تاریخ بیهقی ).
چاکر قبچاق شد شریف و ز دل
حره او پیشکارخاتون شد.ناصرخسرو.ج، حُرّات، حَرائر. ( مهذب الاسماء ).
|| لیله حرة؛شب زفاف بی آرامش با دوشیزه. مقابل لیله شیباء. || لیله حرة؛ شب نخستین از هر ماه قمری. || جای گشتن گوشواره از بناگوش. || سحابه حرة؛ ابر بسیارباران. || ناقة حرة؛ ماده شتر بسیارشیر. || نجیب. اصیل. || رملة حرة؛ ریگ بی گل. ریگ نیکو. || ارض حرة؛ زمین خوش. ( صراح ).
حرة. [ ح َرْ رَ ] ( ع اِ ) زمین سنگلاخ سوخته. ( معجم البلدان ). سنگستان. ( نصاب ) ( غیاث ). ج، حَرّ، حِرار، حَرّات. زمین سنگریزه دار سیاه را گویند، و چنین زمین را اگر مدور باشد حرة و اگر مستطیل و غیرواسع باشد لابة و نیز کراع خوانند. و بیشتر این زمینها در اطراف شهر مدینه است که بصورت اضافه مستعمل است. ( معجم البلدان ). || تشنگی. || دانه کوچکی که از اندام آدمی برمی آید. || عذاب دردناک. || تاریکی بسیار. ( منتهی الارب ). || نام جایهای بسیار است که بترتیب مضاف الیه یاد خواهد شد.
حرة. [ح ِرْ رَ ] ( ع اِمص ) تشنگی. عطش: در وقت حره حرب و وقدة آتش... ( ترجمه تاریخ یمینی ص 295 ).
حرة. [ ح َرْ رَ ] ( ع مص ) سخت تشنه شدن. ( زوزنی ). تشنه شدن.

فرهنگ فارسی

نیک بریدن گرد بریدن چیزی مانند بادریسه

جمله سازی با حرت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ما اخلص عبدلله - عزوجل - اربعين صباحا الا حرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسانه

💡 فصل اول بریکینگ بد در مجموع نقدهای قابل قبولی دریافت کرد و نمرهٔ ۷۴ از ۱۰۰ از متاکریتیک گرفت. لیندا استیسی منتقد نیویورک پست این مجموعه به ویژه بازی کرانستون و پال را ستود و بیان‌کرد «کرانستون و پال حرت‌انگیزاند. من می‌خواهم بگویم که این دو ترکیب عالی‌ای به وجود آورده‌اند اما از گفتن چنین حرف سطحی خجالت‌زده‌ام». رابرت بیانکو از یواس‌ای تودی نیز کرانستون و پال را ستود.

💡 صفحهٔ آیینه‌، حرت‌جوهر این‌عبرت است کای حریفان نقش اسکندر نمی‌دانم چه شد

ارامگاه یعنی چه؟
ارامگاه یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز