لغت نامه دهخدا
جوشین. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر دارای 798 تن سکنه. آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنجا فرش بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جوشین. [ ج ُ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان دیزمار خاوری بخش ورزقان شهرستان اهر دارای 798 تن سکنه. آب آن از دو رشته چشمه و محصول آن غلات و حبوبات و شغل اهالی زراعت و صنایع دستی آنجا فرش بافی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جوشین (ورزقان). جوشین یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان جوشین بخش خاروانا شهرستان ورزقان واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با توجه به سفالینههای ۶۵۰۰ ساله اکتشاف شده قدمت این قلعهٔ جوشین به دوره نوسنگی هزاره اول قبل از میلاد مسیح بر میگردد.
💡 سرکش یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان جوشین بخش خاروانا شهرستان ورزقان واقع شدهاست.
💡 قلعه جوشین یکی از قلاع و دژ مستحکم انقلابیون تاریخ ارسباران آذربایجان بودهاست که به محل توریستی و گردشگری تبدیل شدهاست.
💡 جوشین کو (به ژاپنی: 上糝粉、じょうしんこ) یک نوع آرد است که در طی فرایندی از برنج تهیه میشود. این نوع پودر در ساخت انواعی از واگاشی (شیرینی سنتی ژاپنی) از جمله کاشیواموچی بکار میرود.
💡 انویق یکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان جوشین بخش خاروانا شهرستان ورزقان واقع شدهاست.