لغت نامه دهخدا
جنائب. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جَنْب. ( منتهی الارب ). رجوع به جنب شود. || ج ِ جَنوب، بمعنی باد دست راست. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جنوب شود. || ج ِ جنیب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جنیب شود.
جنائب. [ ج َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ جَنْب. ( منتهی الارب ). رجوع به جنب شود. || ج ِ جَنوب، بمعنی باد دست راست. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جنوب شود. || ج ِ جنیب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به جنیب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جنائب صاحب اعمال خیرند که دایم در نفوس آنها بسیرند