کلمه «جلاجلی» یک واژه نسبت است و به جلاجل نسبت داده میشود. این کلمه معمولا برای توصیف موضع یا موقعیت خاص به کار میرود و نشاندهنده جایی یا چیزی است که مرتبط با جلاجل باشد. جلاجلی میتواند در متون ادبی یا تاریخی برای تعیین مکان، موقعیت یا حالت برجسته استفاده شود. به عبارت دیگر، این واژه کاربرد موضعی و توصیفی دارد و به چیزی که از جلاجل ناشی شده یا به آن تعلق دارد اشاره میکند. در برخی متون، جلاجلی برای تأکید بر ویژگیهای خاص محل یا شیء نیز به کار رفته است. این کلمه معمولا در ترکیبها و عباراتی که موضع یا نسبت را نشان میدهند دیده میشود. بنابراین، جلاجلی یک واژه موضعی و نسبتی است که برای اشاره به ارتباط با جلاجل استفاده میشود.
جلاجلی
لغت نامه دهخدا
جلاجلی. [ ج َ ج ِ ] ( ص نسبی ) نسبت است به جلاجل. ( لباب الانساب ). رجوع به جلاجل شود.
جلاجلی. [ ج َ ج ِ ی ] ( اِخ ) حسن بن موسی بن حسن بن عبادبن ابی عباد نسائی انصاری معروف به ابن ابی السری از محدثان است. وی ازابی الاشعث احمدبن مقدام عجلی و جز او روایت کند و ازاو ابوحفص بن شاهین روایت دارد. ( از لباب الانساب ).
جلاجلی. [ ج َ ج ِ ی ] ( اِخ ) موسی بن حسن مکنی به ابوالسری از محدثان است. وی از روح بن عبادة و عفان بن مسلم و جز ایشان روایت شنیده و از او محمدبن مخلد دوری روایت دارد. وی در صفر سال 287 هَ. ق. وفات یافت. ( از لباب الانساب ).
فرهنگ فارسی
موسی بن حسن مکنی به ابوالسری از محدثان است وی از روح بن عباده و عفان بن مسلم و جز ایشان روایت شنیده و از او محمد بن مخلد دوری روایت دارد.
جمله سازی با جلاجلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز دور میشنوم گر زبان ما و شماست جلاجلیکه صدا بسته بر دف ناهید