جعار

لغت نامه دهخدا

جعار. [ ج َ ] ( ع اِ ) یکی از نامهای کفتار است. ام جعار. ضبع. ( اقرب الموارد ).
جعار. [ ج ِ ] ( ع اِ ) داغی که بر ران چارپایان میگذارند. ( آنندراج ). || ریسمانی که آب کش هنگام فرورفتن بچاه یک سر آنرا بر میخی می بندد و سر دیگر آنرا بر کمر. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

جمله سازی با جعار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جعار (به عربی: جعار) یکی از شهرهای استان ابین در کشور یمن است که در سرشماری سال ۲۰۰۵ میلادی، ۷۰٫۸۰۱ نفر جمعیت داشته‌است.