جزو ناری

لغت نامه دهخدا

جزو ناری. [ ج ُزْ وِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) پاره آتش و پارسیان بمجاز بمعنی خشم و غضب که مبداء آن جزو ناری است استعمال کنند. ( آنندراج ) ( بهارعجم ):
در بدن کافور کی با جزو ناری کرده است
آنچه برف دی مهی کرده ست در عالم به نار.محمدسعید اشرف ( از بهارعجم ).اثر تأثیر اگر واژون نبخشد کوشش بیجا
چرا ازجزو ناری کار مردم خام میگردد.محسن تأثیر ( از بهارعجم ).چه بخت بی اثر است اینکه جزو ناری من
دمی که شعله کشد کار پخته خام کند.ابوطالب کلیم ( از بهارعجم ).

جمله سازی با جزو ناری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چه بخت بی اثرست این که جزو ناری من دمیکه شعله کشد کار پخته خام کند

💡 گرچه می گردد ز آتش پخته هر خامی که هست خامتر هرکس که دارد جزو ناری بیشتر

💡 باده آب جزو ناری می‌شود در طینتم وقت هشیاری چو آتش بی‌محابا می‌شوم

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
بلاسیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز