لغت نامه دهخدا
جز نمک. [ ج ِزْ زِ ن َ م َ ] ( ترکیب اضافی، ص مرکب ) در تداول عامه، سخت شور. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جِزّ شود.
جز نمک. [ ج ِزْ زِ ن َ م َ ] ( ترکیب اضافی، ص مرکب ) در تداول عامه، سخت شور. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به جِزّ شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شور بختی تلخکامان را به اصلاح آورد جز نمک درمان نباشد تلخی بادام را
💡 جز نمک باری در قافله اشکم نیست دیده ام تاجر کان نمک آن دهنست
💡 نمک محض باشد ای دانا نبود هیچ جز نمک آنجا
💡 خاطرم ریش است در هجران تو مشکل آن کم جز نمک بر ریش نیست
💡 دکان لعل تو کآنجاست شور و شیرینی به جز نمک به من سوخته جگر چه رسد